جن از دیدگاه قران و روایات و صاحبنظران
جاسم ثعلبی کارشناسی دینی و عربی مطالب زیر پایان نامه ی اینجانب می باشد و در مدت 8 ماه جمع آوری نمودم .
نويسندگان

  [در بین جنیان سازمان و حکومتی و پیامبری وجود نداشت و با پیامبران مخالفت می کردند و طغیان نموده و در زمین فسادهای بسیاری به راه انداختند. شرارت و فساد جنیان به تدریج به آن حد رسید که مشیت خداوند ی اقتضاء نمود تا لشکری از فرشتگان را به جنگ با آنان فرستاد .فرشتگان سرزمینهای آنان را گرفتند و جنیان را به اطراف و اکناف و جزایر دریاها راندند و جمعی را نیز اسیر کردند . از جمله اسیران یکی عزرائیل نام داشت که در آن روزگار هنوز کودکی بیش نبود و به تدریج به دست فرشتگان پرورش یافته و بزرگ شد .عزرائیل همان است که بعد ها به شیطان معروف و مشهور گردید .

    همه جنها زیر دست و در اطاعت رؤسای خود هستند ؛ چنانکه هر گز نافرمانی نمی کنند .در هر یک از روزها ی هفته یکی از جن ها بر تمامی جنیان دیگر حکومت و پادشاهی می کند و حکومت و زمامداری این هفت تن با سایرین ثابت است.و منحصر به هفت تن است زیرا طول عمر جنیان بسیار زیاد است و طبق آنچه ما از اشخاص موثق شنیده ایم از حدود پانصد سال تا حتی سه هزار سال نیز عمر می کنند.

     شیطان که از جن هاست اقسام گوناگونی دارد.که معروفترین آنان ؛*غول*نام دارد.گفته می شود مسافری که در بیابان تنها باشد غول برای او ظاهر می شود و اراده می کند تا آن مسافر را بکشد.

     شیرین یربوع نوعی از جن است که به شکل زنان است و در بیشه زارها ی بیابانها از این نوع جن بسیار بسر می برند .این نوع از جن اگر بر کسی از انسانها دست یابند ؛با او به بازی می پردازد ؛همانطوری که گربه با موش بازی می کند و به تدریج او را می کشد و اگر ببیند که کسی زیبا و خوبرو ست ؛مفتون و شیفته ی او شده و به ایذاء و اذیت او می پردازد.

    شیرین یربوع تا مدت زمانی طولانی با سعلات همراه و همدم بود تا اینکه در شبی از شبها سعلات برقی را دید و قصد آن کرد و رفت .

   فرزندان سعلات را که از شیرین یربوع متولد شده بودند «بنی سعلات » می گویند.

     نوعی دیگر از جن وجود دارد که به نام الزلاب معروف است و در سرزمین یمن بسر می برند و گاهی در اطراف مصر دیده شده است.

    نوعی دیگر از جن به نام الغدار وجود دارد که در جزایر دریاها زندگی می کنند شکل این جن مانند آدمی است که چنین به نظر می رسد که بر موجودی چون شتر مرغ سوار است و اگر به کسی دست یابد هلاکش می کند.

    گفته شده که قومی در سفر با او به جنگ پرداختند و همگی با وی درگیر شدند که ناگهان جن بانگی بر آورد و همگی را هلاک نمود.

   از نوع دیگر جن که از او نام می بریم جنی است که وشق نام دارد و شکل او مثل یک نیمه ی آدمی است و می گویند که «نسناس» از این نوع جن به وجود آمده است.

    «نسناس» طایفه ای بودند که به انسان شباهت داشتند و پیش از خلقت بشر در زمین می زیستند و سپس منقرض شدند.

   اگر وشق کسی را در بیابانها و جنگل ها و مناطقی نظیر اینها مشاهده کند به شخص حمله ور می گردد.

    در یکی از سفر ها ؛علقمة بن سفیان ؛/وشق / را دید هر دو بجانب هم دیگر حمله ور شدند و علقمه ضربتی بر شمشیر او وارد ساخت وشق نیز هم زمان با ضربت علقمه ضربتی بر علقمه وارد ساخته بود که در نتیجه ی آن هر دو به هلاکت رسیدند.

    علاوه بر جن های نامبرده در فوق از جنی به نام «منها» یاد می کنیم که کارش فریب و گمراه کردن زاهدان و عابدان می باشد .این جن مسائلی عجیب را از خود بروز می دهد تا عابدان چنین پندارند که صاحب کرامت شده اند و آنچه از آنها صادر می شود ،واقعاً از خودشان است و بدین نحو بتدریج دچار غرور  شده تا از صراط مستقیم گمراه گردند و در گمراهی بمیرند.

    طبق شواهد و معلوماتی که در دست است ؛شرارتها و گناهان جنیان از انسانها بیشتر است و در رأس تمام اشرار شیطان از جنیان محسوب می شود.

    در تفسیر منهج الصادقین از تالیفات ملا فتح الله کاشانی آمده است: میان خلقت جان (پدر جنیان) و حضرت آدم (پدر آدمیان) شصت هزار سال فاصله بود.

    در حدیثی دیگر ؛علامه مجلسی در سماء العالم بحار الانوار از حضرت امیر المومنین (ع) روایت کرده که : هفت هزار سال قبل از خلقت آدم (ع) ،بر روی زمین دو طایفه مسکن داشتند و می زیستند : طایفه ی جن و طایفه ی نسناس  .

 

    نسناس طایفه ای بودند که به انسان شباهت داشتند ،اما زمره بنی آدم نبودند و مشخصات ظاهری آنان این بود که دارای یک دست و چهار پا بودند و به جای دهان ،منقار داشتند و مانند چهارپایان می چریدند.

    در کتاب نثر طوبی یا دایرة المعارف لغات قرآن آمده است: بقایای اجساد نسناس ها توسط دانشمندان از زیر خاک ها بدست آمده است که وجود آنها را در روزگاران بسیار کهن به ثبوت می رساند. اغلب اوقات این دو طایفه با هم در جنگ و نزاع بسر می برند اما فساد و سرکشی جنیان بیشتر بود.

    خداوند عالم جمعی از فرشتگان را به جنگ با آنان گسیل داشت که در نتیجه این جنگ ؛ جنیان شکست خورده و جمع کثیری به هلاکت رسیده و جمعی اسیر و بسیاری نیز به جنگل ها و صحرا ها گریختند .کودکان و خردسالان جنیان به اذن خدای تعالی امان داده شدند.

    شیطان یکی از اسیران جنیان بود که برای تربیت و پرورش توسط فرشتگان به آسمان برده شد و از کثرت عبادت و ترقی و تکامل به درجه و مقامی رسید که همچون فرشتگان گردید و همیشه قرین و همراه آنان بود و مورد تکریم و احترام فرشتگان قرار می گرفت اما هنگامی که آدم خلق شد و خطاب الهی مبنی بر سجده بر آدم به فرشتگان در رسید ،تمامی فرشتگان که شیطان هم در بین آنان و همراهانشان بود سجده کردند ؛اما شیطان خود از امر خداوند سرپیچیده و سجده بجای نیاورد.

عقایدی از مردم بلوچستان در باره ی جن

    در کتاب روحهای تسخیر شده آمده است : مردم در منطقه ی بلوچستان جن ها را شبیه انسان ولی با کالبد های کوتاهتر و پوشیده از موههای زرد و ظریف می دانند که شیار چشمهای آنان عمودی و پاهای آنان مثل  چهار پایان سم دار  است.

    این موجودات ،بسیار شبیه انسانها هستند و در همه جا وجود دارند ،ولی در دل شبها فعالیت آنان بیشتر شده و مجالس عروسی و بزم خود را در حمام ها ،سرداب ها،مخروبه ها،گورستانها،زیر زمین ها،آب انبارها و غیره بر پا می کنند .مزید بر آنها مکانهایی چون صحرا ها،کنار چشمه ها ،زیر درختان بی خار نیز وجود دارند و یا شبها در خانه هایی به بازی و گشت و گذار مشغول هستند و چه بسا بارها از روی رختخواب انسانها بخواب رفته نیز عبور کنند.

    جنیان می توانند خوب یا بد باشند اما در بلوچستان بیشتر جنیان مردم آزارند.ریختن نجاسات یا آب داغ بر روی زمین و یا لگد مال شدن نا آگاهانه ی بچه های جنیان توسط آدمیان ، ممکن است که والدین آنان را به انتقام جویی وادارد.

   جنیان در مجموع ترسو هستند و بخصوص از سلاح سرد می ترسند و حتی وجود شمشیری در خانه ،سبب فراری شدن آنان می شود.

   در جهان جنیان آن اندازه که اشرار و شیاطین جن از شخصیت امیر المومنین(ع) ،در ترس و وحشتند ،از سلیمان نبی در ترس نیستند.و حتی از شنیدن نام امیر المومنین(ع) به وحشت می افتند.

حکومت جن ها

    در کتاب اسفار حضرت آدم (ع) آمده است:که اسم پدر جنی ها،«طارنوش» بود و روزگاری که فرزندان ونسل های او بر زمین زیاد شدند ،خداوند دینی را برای آنان قرار داد و همه ی جن ها را به اطاعت و عبادت خود مامور و مکلف کرد.

    طارنوش و فرزندان و پیروانش احکام شریعت را قبول کردند و به آسودگی و خوشی روزگار می گذراندند و مدتی بدین منوال گذشت تا اینکه بنای عصیان و نافرمانی خداوند را پی انداختند و گناهکاری و خودبینی را در پیش گرفتند.

    خداوند پس از اتمام حجت بر آنان ؛همه را به عذاب دردناک گرفتار نموده و هلاک گردانید ،بجز مومنان و ضعیفان که همچنان بر طریق راست و درستی بودند .سپس خداوند از آنان شخصی به نام «حلیا یش» را والی گردانید و شریعتی جدید عطا کرد . وقتی که یک دوره دیگری را طی کردند ،چون اساس فکری جنیان بر شر بود ،دوباره راه نافرمانی را در پیش گرفتند و به همین دلیل دچار خشم الهی سدند ؛و جز آن عده ای که به راه راست مانده بودند ،بقیه به هلاکت رسیدند.

     پس از آن شخصی از جنیان به نام «ملیقا» حاکم آنان شد اما آنان نیز پس از گذشت روزگاری راه ناراستان را در پیش گرفتند و از این رو عذاب الهی بر آنان نازل شد و جزء قلیلی از آنان که صالحان و کودکان جنیان بودند ؛همگی منقرض شدند.

    کم کم از بقایای جنیان نسلهایی زیاد گردید و «هاموس» که به زیور فضل و دانش و سداد آراسته بود حاکم جنیان شد و در طول عمرش با امر به معروف و نهی از منکر و اجرای احکام شریعت مشغول بود .پس از وفات هاموس اشرار جنیان کفران نموده و نافرمانی کردند .خداوند رسولانی نزد آنان فرستاد (نبی یاقوت در یکی از نسخه های کتاب السحر الاسود دیده شده .نویسنده)ولی هر چه تلاش کردند ؛جنیان همچنان نافرمانی کرده و هدایت نپذیرفتند و حکمت الهی اقتضا کرد که آنان را عذاب کند و در جنگی که با فرشتگان که توضیح آن در صفحات قبل نقل گردیده گفته شد.

خصوصیات دیگر جن ها

   جنیان دارای اجسامی لطیف ،شفاف و هوایی هستند ؛یعنی زندگی در هوا نیز برای آنان امکان پذیر است ؛زیرا عنصر آنان از آتش است ؛همانگونه که عنصر انسانها از خاک می باشد.

   جنیان قادر هستند کارهای طاقت فرسایی را انجام دهند که آدمی قادر به انجام دادن آن کارها نیست .جنیان با وجود اینکه در حالات کلی نامرئی هستند اما چنانچه خود بخواهند می توانند در انظار آشکار شوند که در این صورت حتماً ظهورشان برای آدمی بنا به مصالحی خواهد بود.

  خلقت جن از سه عنصرآب ،باد،اتش ترکیب یافته است ؛اما خلقت انسان و حیوانات دیگر از چهار عنصر که علاوه بر سه عنصر فوق شامل خاک نیز می شود نظر به اینکه جنیان عنصر خاک را ندارند به همین علت قوه ی سنگینی و جاذبه زمین روی آنان اثر ندارد.

  آل ،مرد آزما؛بختک؛نیز تیره هایی دیگر از جنیان به حساب می آیند که هیکل و قامتشون تقریباً به اندازهی انسان است .شکلهای کلی آنان مثل انسان است .دو چشم ؛دو گوش؛ بینی؛دهان؛و...دارند  جنیان مثل آتش سرخ رنگ هستند و در این نوع رنگ ؛شدت و ضعف دارند؛یعنی سرخ تیره و سرخ روشن .چشم هایشان عمودی و پاهایشان کوتاه و گرد است و چیزی مانند سم می باشند ؛نه اینکه سم وافعی باشد.

   نوعی از جن ها ؛خاکستری رنگ هستند و طبیعتی خشن دارند و معمولاً تعرضات و حملاتی که از سوی جنیان در مواضعی چون جنگل ها و بیابانها و کوهستانها به انسانها صورت می گیرد ؛از این تیره از جن ها می باشد.

   نوع دیگری از جن ها ؛سفید رنگ و بسیار زیبا هستند ؛مانند انسلن سفید پوست و چشم هایشان نیز مثل چشم انسان افقی است.

  همه ی جنیان مو دارند و مثل بشر رمگ های مختلف دارند سفید؛سیاه،سرخ و.... هیچکدام از جنیان دم و شاخ ندارند،صدا دارند و بیشتر از پنج حس ما را دارا هستند.برخلاف انسان ؛دستگاه گوارش ندارند ؛چون عنصر خاک در آنان وجود ندارد .مایعات جزء غذاهای آنان نیست و از هوا تغذیه می کنند ؛علاوه بر این از بوی غذاهای انسانها نیز می توانند استفاده کنند.

  ار یکی از اشخاص بزرگوار و موثق شنیدم که گفت: برای سیاحت و تفریح به یکی از مناطق سر سبز و خوش شمال رفتیم که شبانگاه به پخت غذا مشغول بودیم .

   ناگهان سنگ هایی به سوی ما پرتاب شد .من دانستم که این سنگ ها از سوی جنیان پرتاب می شود و به خاطر این است که بوی غذا های ما به آنان رسیده است ؛فوراً مقداری از غذا را برداشتیم و به سمت و سویی که سنگها پرتاب می شد بردم و در آن قسمت  هایی که حدس می زدم سنگها از آنجا پرتاب می شوند ؛نهادم و برگشتم  فوری پرتاب سنگها متوقف شد ؛چرا که جنیان از بوی غذاها استفاده می کنند.](1)

نتیجه گیری بحث:

اجنه موجوداتی ماوراءتصور ما هستند اما هر گز تصور نکنید آنان از ما برترند ،انسان اشرف مخلوقات است ،طی چندین هزار سال توانسته علم خود را افزایش دهد ،آسمانها و زمین را جستجو کند ،از خودش و موجودات دیگر شبیه سازی نماید ،اتم مواد را شکاف دهد و... اما دیگر موجودات ذره ای جهش هوشی از خود بروز نکردند با توجه به بحث و تفاسیری که از منابع مختلف در این مورد ذکر شده و با تعریفی که از سایت ها گرفته شد در اکثر جا ها تناقض دارد بنده نه جادو گرم و نه دعا نویسم و نه متخصص علوم ماورا الطبیعه هستم ولی دانشجویی هستم که در یک بحث کلاسی در مورد سوره جن متاسفانه بعضی از دوستان منکر وجود این مخلوقاتند  و آنها را قدیمی یاد کردند و اظهار می دارند که دیگر اثری از آنها وجود ندارد آتش درونی ام مشتعل و به دنبال منابع یک سال گشته ام تا اینکه این اثر به نظر حقیر گرانبها را تقد یم خوانندگان خواهم کرد اما لازم به ذکر است در طول دوره اکثر موارد ذکر شده را عملاً انجام دادم و نتیجه گرفتم  و از موارد گفته شده به نقل از کاربران اینترنت هر کدام از اساتید جن را با دیدی مشاهده کرده  است ساکنان هر منطقه اداب وسنن بخصوصی دارند و شامل جنها هم می شود مورد نفی غذا خوردن جن ها در هیچ منبعی دیده نشده اما غذای جن ها بخورات و دود آنها و بخار انواع غذاهاست درست است .(2)

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1) http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/boospook/topicid/..

(2) نظر پژوهنده

[ ۱۳٩٠/۸/۳٠ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ] [ جاسم ثعلبی ]
درباره وبلاگ

لیسانس دینی و عربی × نویسنده و محقق و دارای جند کتاب چاپ شده ×فرهنگی و شاعر به زبانهای عربی و فارسی می باشم . در این روز سعید عید الله/ مرا در خلوتی تنها سپردند/ نه فرزندی کنارم شد نه همدم/ کجا رفتند و تنهایم نمودند/ دلم لبریز گشت از دست یاران/ زمان و حاسدان از من ربودند/ خدایا کس ندارم جز به فریاد/ هزاران قصه و شعری سرودند/ تویی دارم و گویم التماست/ بگیر این روح تا خاکش فزودند/ شنیدم بی وفایی در میان نیست/ ولیکن جز وفا داران نبودند/ بکلاریوس فی اللغه العربیه × کاتب و محقق × و ناشر کتب اشعارفی الغه العربیه و الفارسیه × مدرس دبسک جوز من شعرک ولا تکتب لی من هجرک ولک ناسی الگلب ضچرک اضنک مشتبه چنک مو انه الضعت منک اذا ما عرفتنی اسمک کفنی ارجوک من شرک ابشرنک ولک تهلک عشر اسنین لو تکتب اسهرنک اذا اتحب اشعاری اهوای یومیه ادزلک اذا تذکر حبیک دوم دگللی من هو انه خل ابوسنک × من اشعار جاسم امحمد حسانی www.shereno.ir/17130 اینجانب جاسم ثعلبی دارای مدرک کارشناسی دینی و عربی از هفت سالگی عاشق شعر وادبیات فارسی و عربی گشتم. از جمله کتاب های چاپ شده عبارتند از: 1- اصوات الریفیه نابعه من العمه والمچریه 2-کتاب سوالف و حزورات مجالس اهلنه 3- کتاب دیوان الثعلبی الحسانی 4- کتاب نفحات الساریه نابعه من العمه و المچریه 5-ابو ذیات الحسانی الساری 6-فی رثاء عطاشه کربلا 7- حب و محبه 8- العاب اطفال قریة العمه 9- دیوان الغرام 10- الامثال و الحکم الحسانی الساری می باشند. از جمله کتابهای به زبان فارسی عبارتند از : 1-گنجینه ی شعر نوای جنوب 2-جن از دیدگاه قران وروایات و نویسندگان این کتاب رساله ی اینجانب در ضمن خدمت اهواز می باشد 3-کتاب طنین شبهای کارون 4- کتاب نوای زندگی 5- کتاب نوای کرخه 6- کتاب غرش کرخه و کارون 7- کتاب فرشته ی جنوب که کار مشترک با شاعر فریال منصوری 8-کتاب گذر گاه طوفانی 9- کتاب نم نم باران 10-کتاب نیم نگاه 11-کتاب اخرین دیدار 12-امثال و حکم 13-مدرسه عشق 14-پایتخت تنهایی 15- لب تشنگان کربلا 16- نغمه های شط نیسان 17- درد انتظار 18- طلوع فجر /سروده های انقلاب 19-نغمه های هور العظیم 20-دیار غربت 21-ترانه های بهار خوزستان 22-غزل های حسانی ساری 23-کلبه ی شادیها 24- گمشده 25- دیدار در ماه 26- ماه تابان کتب نامبرده ی فوق سر نوبت تایید برای چاپ می باشند. تنوع در اشعارم با حضورم در صحنه های زندگی مشهود است وتنهایی را دوست دارم و بیشتر اشعارم در تنهایی می سرایم. با توجه به درخواست دوستان در حال حاضر در یکی از نواحی اموزش و پرورش شهرستان اهواز انجام وظیفه می نمایم و در پست های مختلفی خدمت نمودم. اکثر اشعارم با چشم می بینم و به زبان شعر در می اورم. www.jasemsalabi.persianblog.ir www.jasemsalaby.persianblog.ir www.jasemhasani.persianblog.ir www.jasem1340.blogfa.com www.jasem. ehsanhasani15@yahoo.com
امکانات وب

mouse code|mouse code

كد ماوس