جن از دیدگاه قران و روایات و صاحبنظران
جاسم ثعلبی کارشناسی دینی و عربی مطالب زیر پایان نامه ی اینجانب می باشد و در مدت 8 ماه جمع آوری نمودم .
نويسندگان

 

    [از کلام خدای متعال استفاده می شود که ابلیس از طایفه ی جن بوده و دارای فرزندان و قبیله ای است ،چون در قرآن می خوانیم «کانَ مِنْ الجنِ فَفَسَقَ عَنْ امر ربّهِ»(1)

و نیز می خوانیم «افتتخذونه وَ ذریتهُ اولیاء مِنْ دونی »(2) و نیز می خوانیم «انّهُ یُریکُم هوَ وَ قَبیلهُ مِنْ حَیْثَ لاتَروْنِهِمْ »(3) و همچنین در آیه ی دیگری می فرماید«فَامنّا بِهِ وَلَنْ نُشْرِکْ بِربْنا احداً»(4) این جمله از ایمان جنیان به قرآن و تصدیق آن به اینکه حق است خبر می دهد](5)

     [وجمله ی «وَلنْ نُشْرِکْ بِربْنا احداً» ایمانشان را به قرآن تاکید می کنند و می فهمانند که ایمان جنیان به قرآن همان ایمان به خدایی است که قرآن را نازل کرده در نتیجه رب ایشان هم همان خداست و ایمانشان به خدای تعالی ایمان توحیدی است یعنی احدی را ابداًشریک خدا نمی گیرند](6)

     «وَانّهُ تَعالی جَدَُّ رَبّنا مَا اتّخَذَ صاحبةٌّ وَلا وَلداً»(7)

مفسرین کلمه ی «جدّ»را به عظمت و بعضی به بهره معنا کرده اند و آیه ی شریفه در معنای تا کیدی است برای جمله ی «وَلَنْ نُشْرِکْ بِربّنا احداً»وقرائت مشهور کلمه ی «انّه »را به فتحه همزه خوانده و بعضی آن را و آیات بعدش را که دوازده آیه است به کسره همزه خوانده اند و درست هم همین است چون سیاق ظهور در این دارد که آیات حکایت کلام جن است .(8)

 

(1)او از جن بوده و در آخر از امر پروردگارش سرپیچی کرد .سوره ی کهف آیه 50

(2) آیا ابلیس و ذریه ی او را به جای من اولیاء خود می گیرید .سوره ی کهف آیه 50

(3) و او و قبیله اش از جایی که شما ایشان را نبینید می بیند.سوره ی اعراف آیه ی 27

(4) به خدا ایمان آوردیم وبرای او شریک قائل نمی شویم .سوره ی جن آیه ی 1

(5) تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج20،ص61

(6) تفسیر المیزان ،علامه طباطبایی ،ج20،ص61

(7) و همانا بسیار بلند مرتبه است شان و اقتدار پروردگار ما .......سوره ی جن آیه ی 3

(8)تفسیر قرطبی، ج،19ص8

 

 

   امّا قرائت به فتحه وجه روشنی ندارد بعضی ها آن را توجیه کرده اند به اینکه جمله ی «انّه » عطف است بر ضمیر مجرور در جمله ی«امنّا بِهِ » و تقدیر کلام «امنّا بِهِ »

«بانّهُ تعالی جدٌ ربّنا.....» است می خواهد از جنیان خبر دهد به اینکه نسبت به نفی صاحب و ولد برای خدا که بت پرستان بدان معتقد ند ایمان دارند.(1)

     لیکن این توجیه براساس عقیده ی نحویین کوفی درست در می آید که عطف بر ضمیر متصل مجرور را جایز دانسته اند و اما بر مذهب بصری ها که آن را جایز نمی دانند بعضی ها از قبیل قراء و زجاج و زمخشری به طوری که ایشان حکایت شده گفته اند که کلمه ی «انّه »عطف است برمحلّ جار و مجرور و محلّ جار و مجرور «امنّا بِهِ »نصب است چون این جمله در معنای «تصدیق داریم آن را »می باشد که کلمه ی «آن را»مفعول ایمان به معنای تصدیق است و تقدیر کلام «و صَدقْنا انّهُ تعالی جّدُ رَبّنا » می باشد ولی خواننده خود می داند که این توجیه درستی نیست (2)

   

    بعضی دیگر این قرائت را توجیه کرده اند به اینکه در جمله ی عطف شده حرف جری در تقدیر است و چنین تقدیری در دوحرف «انّ »و«انْ»شایع است و تقدیر کلام «امنّا بِه ِوَ بانّهُ تَعالی جدُّ ربنّا ....»می باشد.(3)

    [یک اشکال به همه ی این وجوه وارد است چه آن وجهی که گفت جمله ی «و انّهُ » عطف به ضمیر مجرور است و چه آن که گفت عطف به محل آن است و چه آن که گفت حرف جری در جمله ی معطوف در تقدیر است .و آن اشکال این است که با این سه وجه تنها می توان دو آیه «و انّهُ تَعالی جّدُ ربنّا ...»(4) و «انّهُ کانَ یَقولُ سَفیهُنا علی اللهِ .....»(5)را توجیه کرد امّا برای بقیه آیاتی که کلمه ی «انّ»در اول آن آمده مانند آیه «وانّ ظننّا انْ لَنْ تَقول»](6)

 

(1)روح المعانی ج29ص84

(2 ) روح المعانی ج29 ص85

(3) روح المعانی ج29 ص84

(4)سوره ی جن

(5)سوره ی جن

(6)تفسر المیزان علامه طباطبایی ج20ص62

 

 

 

 

 

  [وآیه ی «و انّهُ کانَ رجالٌ مِنْ الانسِ ...»(1) و آیه ی «وَ انّا لَمسْنا الّسماء......»(2)قطعاً چاره ساز نیست چون معنا ندارد جان بگویند ما ایمان آوردیم و یا تصدیق کردیم که گمان کردیم انس و جن علیه خدا حرف زشت نخواهند گفت.و باز معنا ندارد گفته باشد ما ایمان آوردیم و تصدیق کردیم که رجالی از انس همواره به رجالی از جن پناه می برند و یا گفته باشند :ما ایمان آوردیم و تصدیق کردیم که ما به آسمان نزد یک شد یم و دید یم که چنین و چنان بود.](3)

   پس با آن سه توجیه هیچ دردی دوا نمی شود تنها چاره در همان است که بعضی از مفسرین ابراز داشته اند و آن این است که اگر دو آیه اول با تقد یر گرفتن و یا تصدیق توجیه شود قهراًباید هر یک از بقیه آیات را با تقد یر گرفتن فعلی که متناسب با مفاد آن باشد .(4)

   [بعضی از مفسرین مفتوح بودن کلمه ی «انّه »در آیه ی مورد بحث را اینطور توجیه کرده اند که این آیه و همه ی آیاتی که کلمه ی «انّ»در آغاز آن آمده عطف است بر جمله ی «انّه اسْتَمشعَ نَفرٌ.....»(5)و فساد این توجیه بر کسی پوشیده نیست برای اینکه در این صورت باید بگوییم همه ی آیات در مقام خبر دادن از مطالبی است که به رسول خدا (صلی الله علیه و سلم)وحی شده که جنی ها چنین و چنان گفتند:«قل اوحی الّی انّه استمع .....»(6)به مردم بگو که به من وحی شده که چند نفر از جنیان به صدای تلاوت قرآن گوش دادند ونزد قوم خود رفته گفتند که :چنین وچنان شده و نیز به من وحی شده که «انّهُ جّدُ ربنّا...»(7)که او پروردگار عظیم ماست و نیز به من وحی شده که بعضی از سفیهان ما علیه خدا حرفهای بدی می گفتند.](8)

(1)    سوره ی جن آیه 6

(2)    سوره ی جن آیه 8

(3)    تفسیر المیزان ج20ص62

(4)    تفسیر المعانی ج29ص84

(5)    سوره ی جن آیه 1

(6)    سوره ی جن آیه 1

(7)    سوره ی جن آیه ی 3

(8)    روح البیان ج10ص190ط بیروت

 

     

 

 

 

 

 

 

 

 

[ ۱۳٩٠/۸/۳٠ ] [ ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ] [ جاسم ثعلبی ]
درباره وبلاگ

لیسانس دینی و عربی × نویسنده و محقق و دارای جند کتاب چاپ شده ×فرهنگی و شاعر به زبانهای عربی و فارسی می باشم . در این روز سعید عید الله/ مرا در خلوتی تنها سپردند/ نه فرزندی کنارم شد نه همدم/ کجا رفتند و تنهایم نمودند/ دلم لبریز گشت از دست یاران/ زمان و حاسدان از من ربودند/ خدایا کس ندارم جز به فریاد/ هزاران قصه و شعری سرودند/ تویی دارم و گویم التماست/ بگیر این روح تا خاکش فزودند/ شنیدم بی وفایی در میان نیست/ ولیکن جز وفا داران نبودند/ بکلاریوس فی اللغه العربیه × کاتب و محقق × و ناشر کتب اشعارفی الغه العربیه و الفارسیه × مدرس دبسک جوز من شعرک ولا تکتب لی من هجرک ولک ناسی الگلب ضچرک اضنک مشتبه چنک مو انه الضعت منک اذا ما عرفتنی اسمک کفنی ارجوک من شرک ابشرنک ولک تهلک عشر اسنین لو تکتب اسهرنک اذا اتحب اشعاری اهوای یومیه ادزلک اذا تذکر حبیک دوم دگللی من هو انه خل ابوسنک × من اشعار جاسم امحمد حسانی www.shereno.ir/17130 اینجانب جاسم ثعلبی دارای مدرک کارشناسی دینی و عربی از هفت سالگی عاشق شعر وادبیات فارسی و عربی گشتم. از جمله کتاب های چاپ شده عبارتند از: 1- اصوات الریفیه نابعه من العمه والمچریه 2-کتاب سوالف و حزورات مجالس اهلنه 3- کتاب دیوان الثعلبی الحسانی 4- کتاب نفحات الساریه نابعه من العمه و المچریه 5-ابو ذیات الحسانی الساری 6-فی رثاء عطاشه کربلا 7- حب و محبه 8- العاب اطفال قریة العمه 9- دیوان الغرام 10- الامثال و الحکم الحسانی الساری می باشند. از جمله کتابهای به زبان فارسی عبارتند از : 1-گنجینه ی شعر نوای جنوب 2-جن از دیدگاه قران وروایات و نویسندگان این کتاب رساله ی اینجانب در ضمن خدمت اهواز می باشد 3-کتاب طنین شبهای کارون 4- کتاب نوای زندگی 5- کتاب نوای کرخه 6- کتاب غرش کرخه و کارون 7- کتاب فرشته ی جنوب که کار مشترک با شاعر فریال منصوری 8-کتاب گذر گاه طوفانی 9- کتاب نم نم باران 10-کتاب نیم نگاه 11-کتاب اخرین دیدار 12-امثال و حکم 13-مدرسه عشق 14-پایتخت تنهایی 15- لب تشنگان کربلا 16- نغمه های شط نیسان 17- درد انتظار 18- طلوع فجر /سروده های انقلاب 19-نغمه های هور العظیم 20-دیار غربت 21-ترانه های بهار خوزستان 22-غزل های حسانی ساری 23-کلبه ی شادیها 24- گمشده 25- دیدار در ماه 26- ماه تابان کتب نامبرده ی فوق سر نوبت تایید برای چاپ می باشند. تنوع در اشعارم با حضورم در صحنه های زندگی مشهود است وتنهایی را دوست دارم و بیشتر اشعارم در تنهایی می سرایم. با توجه به درخواست دوستان در حال حاضر در یکی از نواحی اموزش و پرورش شهرستان اهواز انجام وظیفه می نمایم و در پست های مختلفی خدمت نمودم. اکثر اشعارم با چشم می بینم و به زبان شعر در می اورم. www.jasemsalabi.persianblog.ir www.jasemsalaby.persianblog.ir www.jasemhasani.persianblog.ir www.jasem1340.blogfa.com www.jasem. ehsanhasani15@yahoo.com
امکانات وب

mouse code|mouse code

كد ماوس