جن از دیدگاه قران و روایات و صاحبنظران
جاسم ثعلبی کارشناسی دینی و عربی مطالب زیر پایان نامه ی اینجانب می باشد و در مدت 8 ماه جمع آوری نمودم .
نويسندگان


 

لا تغادرنی

فی زوال الشمس

یزداد الّمی

والبکاء یرهقنی

و الدموع تسفک دمی

ارجوک ، ارحمنی

ولو لفتره من الوقت

ضمّد جروحی

و اسقینی حیاتی

من صبرک

یا من اخذت کل ما لدیه

سمعی و بصری وانفا سی

کوزً مهجور فی دار النیاح

ما تبسّم فی وجهی

الا الغرابین

حاملات خبر هجرک بلا مزاح

التفت علیه

خذ الخاتم 

المنّی

یلمع فی لیل دامس

خذه و ابتعد عنی

ولا تعود

حتی تنقطع عن قلبی الشهود

لا تغادرنی وانا فی  طریق  الرحیل

غمّض عیونی بیدک

و اترکنی مظلومة تحت صخور المستحیل

و اغرس لوحة عرسی علی تراب قبری

لیس لی من یدعی

و لا من یصرخ

 ولا من
یبکی

و لا دللیل

اذهب بسلامه

معنی:

ترکم نکن

در غروب آفتاب

می ترسم از تنهایی

و اشک های خونی

تمنّا می کنم ، رحم کن

حتی اگر یک لحظه

زخم هایم را ببند

و قطره ی حیات در جانم بچکان

از صبر دلت

ای کسی که

دار وندارم نزد توست

چشم و گوش هایم تا نفسم

ماندم کوزه ی شکسته در دیاری متروکه

فقط صدای غار غار کلاغ ها را می شنوم

خبر دوریت را بدون رو درواسی

به من می رسانند

سرت را برگردان

بگیر حلقه ی عشقت

جرقه ای شده در دل شب های تاریکم

بگیر و از من دور شو

و بر نگرد

قاتل  بی
شاهد بمانی

از من دور نشو

آخرین لحظات جان کندنم هست

پلک چشمانم را با انگشتانت ببند

و دل مرا زیر سنگ های نا باوری له کن

و لوحه ی عروسیم را در خاک قبرم بکار

بی کسی هستم در این روزگار

هیچ ورثه ای ندارم

و آدمکی برایم فریاد نمی کشد

و چشمی برایم اشک نمی ریزد

بدون مدعی جان گرفتی

برو به سلامت

جاسم ثعلبی (حسّانی) 25/05/1392

 

 

[ ۱۳٩٢/٥/٢٢ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ جاسم ثعلبی ]

خلوتِ شب
در خلوت شب
دلم را نشانه نگیر
نکش ماشه ی بی مهری
به آفتابِ وجودت
سایه ام
در استراحتگاه
معتکفان
جوینده ی رمزِ عبور است
از سالها به صف ایستاده
دلگیرش نکن
می ترسم از
قافله عقب بیفتم
جاسم ثعلبی (حسّانی) 17/05/1392

[ ۱۳٩٢/٥/٢٠ ] [ ٢:۱٩ ‎ق.ظ ] [ جاسم ثعلبی ]


 

یا ناس،
حبتک روحی او تیهت الدرب، یا ناس  ،
طالت الفرگه و افراگک صعب،  یا ناس

هاجرت
مظلوم لدیار الغرب  ، یا ناس

***

بلبدایه ابلا
نهایه   ، وابتدینـه، اویاک ســــرنه

العین
تسچب قطره من دم و ابتدینه ، و انتظرنه

او حبنه اصبح زاید الهم و ابتدینه ، قل صبـرنه

 

النه ،
جنه انت ابوسط جنه، النه، ابغیبتک کلنه حزنه

النه ، اسمح
النه یا زمن خل نهب

یا ناس،
حبتک روحی او تیهت الدرب، یا ناس  ،
طالت الفرگه و افراگک صعب،  یا ناس

هاجرت
مظلوم لدیار الغرب یا ناس

***

ابدون
عزکم دنیتی ظلمه او مهانه ، یا عزانا

 گمر انتم بلگلب داوی حنانه، یا عـــــزانا

و
النکرکم زاد بفکاره الخیانه ، یا عــــزانا

 

تربی ،
الگبّتک عینی بگت تــربی

تربی ،
روحی مشتاقه الک تــربی

تربی ،
نسمتک بدیارنه خل تهب

 یا ناس،
حبتک روحی او تیهت الدرب، یا ناس  ،
طالت الفرگه و افراگک صعب،  یا ناس

هاجرت
مظلوم لدیار الغرب یا ناس

***

اسمع
الونه الخفیه یا حسافــــه

 زینب التشکی اباذیه ، یا حسافه

من یواسی
هل رضیه  یا حسافـه

یا لیل،
تبچی او تجری الدمع یا لیل، یا ویل، تنحب ابفگد الاخوه یا لیل

  یا لیل سیف
ابن سفیان لوح بلحرب

یا ناس،
حبتک روحی او تیهت الدرب، یا ناس  ،
طالت الفرگه وافراگک صعب،  یا ناس

هاجرت
مظلوم لدیار الغرب  ، یا ناس

***

امقید
السجاد او یبرا للضعــــن، ویلاه

 سایر اویه الحرم تقبل یا زمـن، ویلاه

المرض
والهم والفتن گلبه انسجن، ویلاه ،

الهمه، الهمه
یشیعی زید بلهمه ، الهمه، اطلب دیار احسین ابو الیمه

 الهمه، زید  ابونینک ما اظن تنسحب

یا ناس،
حبتک روحی او تیهت الدرب، یا ناس  ،
طالت الفرگه و الفارگ صعب،  یا ناس

هاجرت
مظلوم لدیار الغرب  ، یا ناس

***

استمع
صوت البکاء بلطف یدیر ، ویلی

واستمع
نوح الارامل والهذیر، ویلـــی

استمع
زینب تون وین المصیر، ویلــی

 

نادت،
نادته وینک یشیال العلم ، نادت خویه اظن اگلیبی نصین انجسم

نادت ،صولت
الخیاله والنار التشب

یا ناس،
حبتک روحی او تیهت الدرب، یا ناس  ،
طالت الفرگه و افراگک صعب،  یا ناس

هاجرت
مظلوم لدیار الغرب  ، یا ناس

***

هلجرح
غمّگ ابجسمی ،من ترکنی، انکسر ظهـــری

الدرب
طال او یجری دمی، من ترکنی، انکسر ظهری

اتعذبت
من الشماته ، من ترکنی، اوکثر همّـــــــی

دمعه،
سالت العین ابجفاهم ، دمعه، غسلت الوادی ابهواهم

دمعه، جر
معانه یا محب

یا ناس،
حبتک روحی او تیهت الدرب، یا ناس  ،
طالت الفرگه وافراگک صعب،  یا ناس

هاجرت
مظلوم لدیار الغرب  ، یا ناس

***

معنی:

یا
ناس(ای مردم)

دل به او
بستم و محرابش زدم ، یـا ناس

در مسیرِ
سخت دنبالش بودم ، یا نــاس

خادمِ و
تشنه ی دربارش شدم ، یا ناس

***

عشق نابِ
دیدگان آغاز کردیـــــــــم

با چشم
اشک آلود و جان دل باز کردیم

 در انتظارِ

پر شده
قلب از محبّت راز کردیـــــم

صبر کم
شد

برای ما
،باغِ زیبای در بهشتــــــــــی

برای ما
، تو نباشی دل می کشتـــــــی

برای ما
، باور کن قلبم همیشه در تماس

 

دل به او
بستم و محرابش زدم ، یـا ناس

در مسیرِ
سخت دنبالش بودم ، یا نـاس

خادمِ و
تشنه ی دربارش شدم ، یا ناس

***

دنیای من
بی تو که تار و غم خریده ، با عزایم

ماه شب
تابید و در دل شب کشیده ، با عزایم

منکرِ
مهر امامت شر چشیده ، با عزایـــــم

 

نگهبانم
، در بارگاهت چشم من عشقِ تو دیده

نگهبانم
، دیده بانی کرد و مشتاقی چشیـــده

نگهبانم،
آن نسیمِ پاکِ قلبت شد اســــاس

 

دل به او
بستم و محرابش زدم ، یـا ناس

در مسیرِ
سخت دنبالش بودم ، یا نـــاس

خادمِ و
تشنه ی دربارش شدم ، یا نـاس

***

بشنو آهِ
خسته در دل ، با ندامت

زینبی
کوچیده محفل با شهامت

مهر دل
داده به منزل با کرامت

 

ای شب ،
ناله و اشکِ چشش در شــــــــــــب

ای شب ،
گریه بی برادرش در شـــــــــــــب

ای شب ،
سربازِ بن سفیان گردن ها زده با داس

 

دل به او
بستم و محرابش زدم ، یـا ناس

در مسیرِ
سخت دنبالش بودم ، یا نــاس

خادمِ و
تشنه ی دربارش شدم ، یا ناس

***

سجاد
بستند پایـــــــش ویلاه

روزگار
پرسیدی رایــــش ویلاه

تنِ
بیمار وصدایش ویــــــلاه

 

کو تلاشت
، ای شیعی دل افروز ای شب تاب

کو تلاشت
، به دیارِ عاشقان بشـــــــتاب

کو تلاشت
، جستجو کن دو کفِ عبّـــاس

 

دل به او
بستم و محرابش زدم ، یـا ناس

در مسیرِ
سخت دنبالش بودم ، یا نـاس

خادمِ و
تشنه ی دربارش شدم ، یا ناس

***

گوش کن
گریه و دردِ کــــربلا ، ای وای

گوش کن
صوت حرم ای با خدا ، ای وای

گوش کن
زینب بناگه شد فدا ، ای وای

 

فریاد زد
، فریاد زد عبّاس پرچمـــــــــدار را

فریاد زد
، فریاد زد دلم دو نصفه شد از زار را

فریاد زد
، خیمه ها آتش زدن طفل و اساس

 

دل به او
بستم و محرابش زدم ، یـا ناس

در مسیرِ
سخت دنبالش بودم ، یا نـاس

خادمِ و
تشنه ی دربارش شدم ، یا ناس

***

زخم در
جسمم عمیقی ، ای حسینم

دل بریدم

زهر زد
با تیغ تیزی ، ای امینم

غم کشیدم

از شماتت
و ستیزی ، در کمینم

سم چشیدم

اشکم ،
در نبودت گریه ها کـــردم

اشکم ،
شست آن شن ها دلِ سردم

اشکم ،
اشک کو یاورِ بی احساس

 

دل به او
بستم و محرابش زدم ، یـا ناس

در مسیرِ
سخت دنبالش بودم ، یا نـاس

خادمِ و
تشنه ی دربارش شدم ، یا ناس

***

جاسم
ثعلبی (حسّانی) 27/10/1391

 

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٦ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ جاسم ثعلبی ]

 

 

سَنَفْرُغُ لَکُمْ آیُّهَ الثَّقَلانِ
«ای گروه جنّ و انس به زودی به حساب شما خواهیم پرداخت»
35 نکته جالب و دانستنی درباره آفرینش، زندگی و ویژگی‏های جنّ و تفاوت‏های او باانسان.
جنّ در عرف قرآن موجودی است با شعور و اراده که به اقتضای طبیعتش از حواس بشر پوشیده می‏باشد و مانند انسان مکلّف و مبعوث در آخرت است و مطیع و عاصی و مؤمن و مشرک و... و خلاصه دوش به دوش انسان است. تنها فرقشان این است که انسان محسوس و جن نامحسوس است و شاید بعضی فرق‏های مختصر هم داشته باشند. در مورد شناخت کامل‏تر این موجود، آیاتی نازل شده و روایاتی ذکر شده است که با استناد به این آیات و روایات، کیفیت، ویژگیها و اوصاف آن‏ها را ذیلاً بررسی می‏کنیم:
1. جنّ یکی از دو موجود پرارزش (ثقلان) روی زمین است، دقت و تأمل در آیه 31 سوره الرحمن این مطلب را روشن‏تر می‏کند:
«سَنَفْرُغُ لَکُمْ أیَّهَ الثَّقَلانِ»
«ای گروه جن و انس به زودی به حساب شما خواهیم پرداخت».
2. جنّ از لحاظ رتبه زمانی اولین «ثَقَل» است «و الجانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ...»و از لحاظ رتبه مقامی دومین «ثقل» است زیرا انسان اشرف مخلوقات است.
3. ماهیت آن از آتش است «وَ خَلَقَ الجانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ»(1).
«جنّ را از مخلوطی از آتش آفرید».(الرحمن: 15).
4. خلقتش بر خلقت انسان تقدّم دارد اما این که چه مقدار است ظاهرا دلیل متقنی در دست نیست جز اینکه محی الدین عربی می‏گوید: «بین خلقت جنّ و خلقت آدم شش هزار سال فاصله بوده است». و مسعودی گفته است: «موقعی که خداوند اراده کرد آدم را خلق کند مدت هفت هزار سال بر جنّ گذشته بود». آیه 27 سوره حجر دلالت بر تقدم خلقت جن بر انس دارد. همچنین در اکثر آیات قرآن کلمه جنّ جلوتر از انس آمده که این خود شاهد مدعاست(2).
5. جنّیان دارای علم، ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال هستند(آیات مختلف سوره جن).
6. دارای تکلیف و مسؤلیت هستند(آیات سوره جنّ و الرحمن).
7. گروهی از آن‏ها مؤمن صالح و گروهی کافرند. «وَ اِنّا مِنّا الصّالِحوُنَ وَ مِنّا دوُنَ ذلِک»(جنّ: 11).
8. آنها با بعضی انسان‏ها ارتباط برقرار می‏کنند و با آگاهی محدودی که نسبت به بعضی از اسرار نهانی دارند به اغوای انسان‏ها می‏پردازند(3) (جنّ: 6).
9. خدا را عبادت می‏کنند، «وَ ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَ الإنْسَ اِلاّ لِیَعْبُدوُنِ»(ذاریات: 56).
روز قیامت به جنّ مانند انسانها گفته می‏شود آیا پیامبران نیامدند؟ آیا شما را از این روز بیم ندادم؟ هر دو بر کفر خود گواهی دهند. آیه 130 سوره انعام صریح است در اینکه جنّ مکلف است و همچون انسان کافر می‏شوند و پیامبرانی از خود دارند و با مراجعه به سوره جنّ و آیات 29 و 32 سوره احقاف چنین بر می‏آید که حضرت رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بر آنها پیامبر است(4). در خصوص اینکه چگونه عبادت می‏کنند و آیا مسلمانان آنها نیز مانند انسان نماز می‏خوانند و روزه می‏گیرند و یا اینکه عبادت ایشان به نحوه دیگری است؟ ظاهرا دلیل نقلی دردست نیست اما از آنجایی که آن‏ها همراه انسان مورد امر الهی قرار گرفته و مکلّف به عبادت هستند و از طرفی پیامبران آنها همان پیامبران انسان‏ها هستند و پیامبر ما، پیامبر طایفه جنّ نیز است، بعید به نظر نمی‏رسد که عبادت آنها همچون انسان‏ها بوده و به تناسب نوع خلقتشان و عالم حیاتشان به پرستش خداوند مشغول باشند(1).
10. مانند انسان‏ها مرگ و میر دارند و گروهی جای گروهی را می‏گیرند(2).(فصّلت: 25).
11. در میان آنها افرادی یافت می‏شود که از قدرت زیادی برخوردارند همان‏گونه که در میان انسان‏ها چنین است. در سوره نمل آیات 17 تا 39، لشکرکشی حضرت سلیمان به مملکت «سبأ» نقل شده و در آنجاست که عده‏ای از جنّ جزء لشگریان او بودند و عفریتی از جنّ به او گفت: من تخت ملکه را پیش از آن که از جای خود حرکت کنی نزد تو می‏آورم.
12. آنها مانند انسان، قدرت بر انجام کار دارند. با وجود خلقت لطیفی که دارند، برای حضرت سلیمان که آنها را به امر الهی مسخر کرده بود، کار می‏کردند. کاخ‏ها، تمثال‏ها و کاسه‏های بزرگ می‏ساختند. پس از مرگ حضرت داود علیه‏السلام فرزندش حضرت سلیمان علیه‏السلام جانشین او شد و خداوند به او فرمان داد تا ساختمان بیت‏المقدس را تمام کند. سلیمان، آدمیان، جنیان، و شیاطین را جمع کرد و کارها را میان آنها تقسیم کرد و هر گروهی را مأمور به انجام کاری کرد. جنّیان را برای به‏دست آوردن سنگ‏های مرمر سفید صاف از معادن مأمور کرد و پس از ساختن شهر بیت‏المقدس، جنّیان را به چند دسته تقسیم کرد: گروهی را مأمور استخراج سیم و زر از معادن؛ و گروهی را مأمور در دریاها و بیرون‏آوردن انواع مرواریدها و گوهرها و گروهی دیگر را مأمور کرد برای او مشک و عنبر و سایر مواد خوشبو را فراهم آورند(3).
13. مانند سایر موجودات زنده نر و ماده دارند و این موضوع در آیه 36 سوره «یس» قابل تأمل و دقت است. آیه می‏گوید: نبات و انسانها نر و ماده دارند و نیز چیزهایی که ما آنها را نمی‏دانیم، نر و ماده دارند و عبارت «وَ ممّا لا یَعْلَموُنَ»؛ جنّ را نیز شامل می‏شود ولی ما کیفیت آن را نمی‏دانیم. همچنین در سوره جن از قول آنها نقل شده که می‏گفتند: مردانی از آدمیان به مردانی از جنّ پناه می‏بردند(جن: 6). چون قرآن اشاره به مردان جن کرده است، پس حتما زنان جنّ هم وجود دارند(1).
14. طبق آیات قرآن مانند انسان توالد و تناسل دارند و در چند آیه در وصف حوریان بهشتی آمده است: «حوریان بهشتی را قبل از شوهرانشان، نه آدمی و نه جن دست زده است»(الرحمن: 74). این آیه به وضوح دلالت دارد بر این که جنّ هم آفرینش دو جنسی دارد و تکثیر نوع آن به وسیله مقاربت نر و ماده صورت می‏گیرد اما در کلام وحی، درباره مقاربت آنها سخنی به میان نیامده جز اینکه ابن عربی در کتاب فتوحات گفته است: «تناسل بشر به القای آب نطفه در رحم است و تناسل جنّ به القای هوا در رحم اُنثی می‏باشد»(2).
روایاتی نیز در این رابطه در دست می‏باشد که از جمله آنها بخشی از وصیّت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به حضرت علی علیه‏السلام است که فرمودند: «ای علی در شب اول، وسط و آخر ماه آمیزش مکن زیرا جنیان در این سه شب برای مقاربت پیش زنان خود می‏روند...»(3).
15. از آنجایی که موجودات لطیفی هستند، در شرایط عادی و در هر زمانی نمی‏توان آنها را دید. اما جنیان، ما انسانها را می‏بینند چنانکه درباره برحذرداشتن بنی‏آدم از شیطان و اتباع او آمده است(4) (اعراف: 27).
16. بدان آنها از نظر قرآن «شیاطین» نام دارند. یکی از مواهبی که خداوند به حضرت سلیمان علیه‏السلام بخشید، تسخیر شیاطین یعنی همان جنیان سرکش و متمرّد بود به طوری که در مسیر سازندگی و استخراج منابع گرانبها قرار گرفتند(5).
17. روز قیامت محشور می‏شوند.( انعام: 128).
18. آیات قرآن را استماع می‏کردند.
19. به زبان قرآن آشنایی دارند.
20. تفاوت بین کلام عادی و کلام اعجاز آمیز را می‏دانند.
21. خود را موظف به تبلیغ می‏دانند.
22. به اعجاز قرآن اعتراف می‏کنند.
23. مثل انسانها اصل اختیار و آزادی بر آنها حاکم است.
24. یقین دارند که نمی‏توانند بر اراده خداوند در زمین غالب شوند و نمی‏توانند از پنجه قدرت او فرار کنند.
25. دارای شعور و اراده هستند.
26. ایمانشان به خداوند متعال ایمان توحیدی است یعنی مؤمنانِ آنها احدی را شریک خدا قرار نمی‏دهند.
27. مؤمنانِ آنها مشرکین انس و جن را تکذیب می‏کنند.
28. منحرفینِ آنها هیزم جهنم هستند.
29. مقارن با نزول قرآن و بعثت خاتم‏الأنبیاء صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از تلقی اخبار غیبی آسمانی و استراق سمع برای به دست آوردن آن ممنوع شدند(1).
30. دارای عقاید مختلف بوده و عده‏ای از آنها فاسق و فاجر و ظالم هستند و عده‏ای از آنها صالح و مؤمن و اما این که آنها مانند انسانها، شیعه و غیر شیعه هم دارند، شواهدی وجود دارد که صحّت این مطلب را تأیید می‏کند. زیرا در روایات بسیاری از لسان اهل‏بیت علیهم‏السلام عده‏ای از جنیان به عنوان شیعه معرفی شده‏اند. از آن جمله است روایتی که ابوحمزه ثمالی نقل کرده و گفته است: «روزی جهت شرف‏یابی به حضور امام باقر علیه‏السلام اجازه خواستم، گفتند که عده‏ای خدمت آن حضرت هستند. لذا اندکی صبر کردم تا آنها خارج شوند. پس کسانی خارج شدند که آنها را نمی‏شناختم، داخل شدم و به حضرت عرض کردم: فدایت شوم الآن زمان حکومت بنی‏امیّه است و شمشیرهای آنها خونریز می‏باشد(یعنی ورود افراد ناآشنا برای شما خطرناک است!)
امام فرمودند:
«ای اباحمزه اینان گروهی از شیعیان از طایفه جن بودند آمده بودند تا از مسائل دینی خود سؤال کنند(2).
از برخی از بزرگان نقل شده است که بعضی از جنیان حتی مقلّد مراجع بوده‏اند و مسائل خود را از آنان می‏پرسیده‏اند. مثل مرحوم حاج میرزا حسین، حاج میرزا خلیل از مراجع صدر مشروطیت که یکی از جنیان به صورت شخص عادی در سرداب منزل به حضور ایشان می‏رسیده و مسائل مربوط را می‏پرسیده است(1).
31. دین حضرت موسی علیه‏السلام را قبل از اسلام تأیید و تصدیق کردند. وقتی تنی چند از آنان برای شنیدن آیات قرآن نزد رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله رسیدند به سوی قوم خود برگشتند و گفتند: «ما گروه جنیان آیات کتابی را شنیدیم که پس از موسی علیه‏السلام نازل شده است...»(احقاف: 30).
32. آنها دارای مکان هستند ولی به این معنا نیست که مانند انسان یک فضای خاصی از ماده خاکی را اشغال کرده‏اند و خانه‏هایی چون خانه انسان و امکاناتی مثل انسان دارند و چون نوع خلقت آنها با حقیقت خاکی انسان تفاوت دارد، طبیعی است که محل زندگیشان متناسب با حقیقت آنهاست که به‏طور قطعی مکان مشخصی از آنها به دست نمی‏دهند. ما در اینجا به یک نمونه از آن اشاره می‏کنیم(2).
در روایتی از امام صادق علیه‏السلام آمده است که فرمودند: «در وادی شُقْره (بیابانی که رنگ خاکش سرخ مایل به زرد است) نماز نخوان زیرا در آنجا منازل جنّ است»(3). در غرب شهر مکه مسجدی وجود دارد به نام «مسجد الجنّ» که محل نزول جنیان در مکه است و مستحب است حاجیان در آن مسجد رفته و دو رکعت نماز بجا آورند(4).
33. آنها می‏خورند و می‏آشامند زیرا مانند انسان نیاز به رشد و تولیدمثل دارند و طبیعی است که تغذیه نیز داشته باشند. اما این که از چه چیزهایی تغذیه می‏کنند، از روایات چنین بر می‏آید که آنها از بازمانده غذای انسان و مغز استخوان استفاده می‏کنند. چنانکه «ابن بابویه» نقل کرده است: «گروهی از طایفه جنّ خدمت پیامبر اکرم شرفیاب شدند و عرض کردند ای رسول خدا چیزی برای خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا به آنها عطا کرد(5).
و نیز امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «استخوان و ضایعات غذای جنیان است»(6).
34. مانند انسان می‏خوابند. از آیه 255 سوره بقره چنین استنباط می‏شود که تنها ذات اقدس احدیت است که نمی‏خوابد و همه مخلوقات از خواب ناگزیرند چنانکه در روایت آمده امام صادق علیه‏السلام فرمودند: «به غیر از خداوند متعال؛ همه خواب دارند حتی فرشتگان»(1).
35. به محضر ائمه علیهم‏السلام می‏آیند و مسائل دینی خود را می‏پرسند در اصول‏کافی ج1 ص394 بابی تحت عنوان (جنّ در محضر ائمه علیه‏السلام ) وجود دارند و در آن باره هفت حدیث نقل شده از جمله «سدیر صیرفی» نقل می‏کند که امام باقر علیه‏السلام در مدینه به من سفارش‏هایی فرمود. از مدینه بیرون رفتم در میان راه «روحا» (محلی است چهل یا سی میلی مدینه) بودم که مردی با لباس خود به من اشاره کرد. به سوی او برگشتم و خیال کردم که تشنه است.
ظرف آب را به او دادم گفت: نیاز به آب ندارم، نامه‏ای به من داد که مرکب آن خشک نشده بود، ملاحظه کردم مهر امام باقر علیه‏السلام بود، گفتم: این نامه را کی به تو داد؟ گفت: الآن. در نامه دستورهایی بود. چون متوجه آن مرد شدم، دیدم کسی نیست، بعد از آن ابوجعفر علیه‏السلام به مکه آمدند، به حضرت عرض کردم: فدایت شوم، مردی نامه شما را آورد که مهرش خشک نشده بود، فرمود: ای «سُدیر» ما خدمتکارانی از جنّ داریم، چون خواهیم کاری به فوریت انجام پذیرد، آنها را می فرستیم(2).

رانده شدن جنّ

رانده شدن جنّ از آسمان، یکی از مطالب قابل دقت قرآن است. آیات 8 تا 10 سوره جنّ مبیّن این مطلب است که جن قبلاً محل‏هایی در آسمان برای استراق‏سمع داشته‏اند و سپس دیده‏اند که آسمان پر از نگهبان و شهاب است و شهاب در کمین آنهاست که استراق‏سمع می‏کنند، پیش خود گفتند: نمی‏دانیم آیا خداوند در اثر این تحول، رشد و کمالی برای اهل زمین اراده کرده و یا بلایی به آنها خواهد رسید. در روایات اهل‏بیت علیهم‏السلام منقول است که این تحول بعد از ولادت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله اتفاق افتاد و از اهل سنت آن را در وقت بعثت آن حضرت گفته‏اند و آن را در مجمع‏البیان ذیل آیه 18 سوره «حجر» از ابن عباس و در سوره «جنّ» از بلخی نقل کرده است. در «تفسیرصافی» در سوره «جنّ» از احتجاج از حضرت امام صادق علیه‏السلام نقل شده: این ممنوعیت برای آن بود که در زمین چیزی مانند وحی از خبر آسمان نباشد و آنچه از جانب خداوند آمده باشد، ملتبس نگردد...ناگفته نماند آیات قرآن دالّ بر آن است که در آسمان محلی برای دانستن اسرار خلقت و کارهای آینده روی زمین وجود دارد که جنّیان به آن‏جا نزدیک می‏شده‏اند. عده‏ای از دانشمندان مسلّم گرفته‏اند که پیام‏های مرموزی به طور مرتب و موج‏های منظّم از آسمان به زمین ارسال می‏گردد و آن را «بی‏سیم کیهانی» نام گذاشته‏اند. «کارل جانسکی» به سال 1932 میلادی 8 ماه مراقب گرفتن این پیام‏ها با بی‏سیم خود شد و دید هر شب چهار دقیقه از شب قبلی زودتر ارسال می‏گردد و آن به واسطه این بود که گردش زمین به دور خورشید موجب می‏شود غروب و طلوع ستارگان هر روز چهار دقیقه زودتر از روز قبل باشد. در پایان سال 1933 میلادی سمیناری از متخصصین این علم منعقد شد. جانسکی در این سمینار طی بیانیه‏ای از مشاهدات خود پرده برداشت و متذکر شد که در ستارگان موجوداتی می‏باشند که قادر به تکلّم هستند و این پیام‏های آسمانی که با تلسکوپ‏های بی‏سیم قابل دریافت هستند، انسان را در شناخت هر چه بیشتر جهان کمک می‏کنند... در فوریه سال 1942 دلائلی بر صحت نظر جانسکی اضافه شد؛ زیرا دیده شد که یک سلسله پیام‏های فضایی، کار جهت‏یابی راداری را که در انگلستان به کار گذاشته شده بود، متوقف کرد.
دانشمندان پس از کوشش فراوان بالاخره دریافتند که این وقفه در اثر یک سری پیام‏های تلگرافی است که از یک سوی ناشناخته از ماورای افق بوده است و فعلاً این مطلب را دانشمندان تقریبا مسلّم گرفته‏اند(1).
ولی از نظر قرآن مجید چنانکه در سابق اشاره شد، این مطلب مسلّم و حتمی است. نویسنده کتاب فوق عقیده دارد که جنّ برای شنیدن چنین اصواتی به آسمان نزدیک می‏شدند نه برای شنیدن وحی؛ زیرا وحی را جز کسی که به او وحی می‏شود، کسی نمی‏شنود.
خلاصه؛ آیات قرآن روشن می‏کند که جنیان می‏کوشیدند تا آسمان را رصد کنند و اسرار آن را به دست آورند تا از اسرار خلقت و حوادث آینده مطلع شوند(1). آری این بود اوصاف و ویژگیهای جنّ از دیدگان قرآن و عترت علیهم‏السلام اما افراد ناآگاه که نتوانسته‏اند حقیقت جنّ را حداقل تا حدودی بشناسند، ره افسانه زدند و خرافات زیادی درباره این موجود ساختند که با عقل و منطق سازگاری ندارد.

پی نوشت ها:


1. قاموس قرآن: همان ج، ص62 - 63.
2. مأخذ قبل: ص28 - 29.
3. تفسیر نمونه: همان ج، ص 154.
4. قاموس قرآن: همان ج، ص 63.
1. جنّ و شیطان: ص 63.
2. مأخذ قبل: ص 63.
3. تفسیر نمونه: ج13، ص 475، 476.
1. قاموس قرآن: همان ج، ص 67.
2. وسایل الشیعه: ج14، ص91.جنّ و شیطان ص 56.
3. وسایل الشیعة: ج14، ص 91.
4. قاموس قرآن: همان ج، ص 64.
5. تفسیر نمونه: ج19، ص 286.
1. تفسیرالمیزان: ج20، ص 185 - 186 - 187 - 190 - 191 - 193 - 198 - 199.
2. میزان‏الحکمه: ری‏شهری، ج2، ص118.
1. معارف قرآن: ص 316.
2. جنّ و شیطان: ص 71.
3. وسایل الشیعة، ج3، ص 452.
4. مأخذ قبل: ص 76.
5. وسایل الشیعة: ج1، ص 252.
6. همان، ص 252.
1. جنّ و شطان: ص 52.
2. اصول کافی: ج1، ص 394.
1. (نقل از کتاب قرآن بر فراز اعصار: تألیف عبدالرزاق نوفل).
2. قاموس قرآن: همان ج، ص 68 - 70.

جن در کلام وحی و عترت (2)

 

35 نکته جالب و دانستنى درباره آفرینش، زندگى و ویژگى‏هاى جن و تفاوت‏هاى او باانسان .
جن در عرف قرآن موجودى است‏با شعور و اراده که به اقتضاى طبیعتش از حواس بشر پوشیده مى‏باشد و مانند انسان مکلف و مبعوث در آخرت است و مطیع و عاصى و مؤمن و مشرک و ... و خلاصه دوش به دوش انسان است . تنها فرقشان این است که انسان محسوس و جن نامحسوس است و شاید بعضى فرق‏هاى مختصر هم داشته باشند . در مورد شناخت کامل‏تر این موجود، آیاتى نازل شده و روایاتى ذکر شده است که با استناد به این آیات و روایات، کیفیت، ویژگیها و اوصاف آن‏ها را ذیلا بررسى مى‏کنیم:
1 . جن یکى از دو موجود پرارزش (ثقلان) روى زمین است، دقت و تامل در آیه 31 سوره الرحمن این مطلب را روشن‏تر مى‏کند:
«سنفرغ لکم ایه الثقلان‏»
«اى گروه جن و انس به زودى به حساب شما خواهیم پرداخت‏» .
2 . جن از لحاظ رتبه زمانى اولین «ثقل‏» است «و الجان خلقناه من قبل ...» و از لحاظ رتبه مقامى دومین «ثقل‏» است زیرا انسان اشرف مخلوقات است .
3 . ماهیت آن از آتش است «و خلق الجان من مارج من نار» (1) .
«جن را از مخلوطى از آتش آفرید» . (الرحمن: 15) .
4 . خلقتش بر خلقت انسان تقدم دارد اما این که چه مقدار است ظاهرا دلیل متقنى در دست نیست جز اینکه محى الدین عربى مى‏گوید: «بین خلقت جن و خلقت آدم شش هزار سال فاصله بوده است‏» . و مسعودى گفته است: «موقعى که خداوند اراده کرد آدم را خلق کند مدت هفت هزار سال بر جن گذشته بود» . آیه 27 سوره حجر دلالت‏بر تقدم خلقت جن بر انس دارد . همچنین در اکثر آیات قرآن کلمه جن جلوتر از انس آمده که این خود شاهد مدعاست (2) .
5 . جنیان داراى علم، ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال هستند (آیات مختلف سوره جن) .
6 . داراى تکلیف و مسؤلیت هستند (آیات سوره جن و الرحمن) .
7 . گروهى از آن‏ها مؤمن صالح و گروهى کافرند . «و انا منا الصالحون و منا دون ذلک‏» (جن: 11) .
8 . آنها با بعضى انسان‏ها ارتباط برقرار مى‏کنند و با آگاهى محدودى که نسبت‏به بعضى از اسرار نهانى دارند به اغواى انسان‏ها مى‏پردازند (3) (جن: 6) .
9 . خدا را عبادت مى‏کنند، «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون‏» (ذاریات: 56) .
روز قیامت‏به جن مانند انسانها گفته مى‏شود آیا پیامبران نیامدند؟ آیا شما را از این روز بیم ندادم؟ هر دو بر کفر خود گواهى دهند . آیه 130 سوره انعام صریح است در اینکه جن مکلف است و همچون انسان کافر مى‏شوند و پیامبرانى از خود دارند و با مراجعه به سوره جن و آیات 29 و 32 سوره احقاف چنین بر مى‏آید که حضرت رسول صلى الله علیه و آله بر آنها پیامبر است (4) . در خصوص اینکه چگونه عبادت مى‏کنند و آیا مسلمانان آنها نیز مانند انسان نماز مى‏خوانند و روزه مى‏گیرند و یا اینکه عبادت ایشان به نحوه دیگرى است؟ ظاهرا دلیل نقلى دردست نیست اما از آنجایى که آن‏ها همراه انسان مورد امر الهى قرار گرفته و مکلف به عبادت هستند و از طرفى پیامبران آنها همان پیامبران انسان‏ها هستند و پیامبر ما، پیامبر طایفه جن نیز است، بعید به نظر نمى‏رسد که عبادت آنها همچون انسان‏ها بوده و به تناسب نوع خلقتشان و عالم حیاتشان به پرستش خداوند مشغول باشند (5) .
10 . مانند انسان‏ها مرگ و میر دارند و گروهى جاى گروهى را مى‏گیرند (6) . (فصلت: 25) .
11 . در میان آنها افرادى یافت مى‏شود که از قدرت زیادى برخوردارند همان‏گونه که در میان انسان‏ها چنین است . در سوره نمل آیات 17 تا 39، لشکرکشى حضرت سلیمان به مملکت «سبا» نقل شده و در آنجاست که عده‏اى از جن جزء لشگریان او بودند و عفریتى از جن به او گفت: من تخت ملکه را پیش از آن که از جاى خود حرکت کنى نزد تو مى‏آورم .
12 . آنها مانند انسان، قدرت بر انجام کار دارند . با وجود خلقت لطیفى که دارند، براى حضرت سلیمان که آنها را به امر الهى مسخر کرده بود، کار مى‏کردند . کاخ‏ها، تمثال‏ها و کاسه‏هاى بزرگ مى‏ساختند . پس از مرگ حضرت داود علیه السلام فرزندش حضرت سلیمان علیه السلام جانشین او شد و خداوند به او فرمان داد تا ساختمان بیت‏المقدس را تمام کند . سلیمان، آدمیان، جنیان، و شیاطین را جمع کرد و کارها را میان آنها تقسیم کرد و هر گروهى را مامور به انجام کارى کرد . جنیان را براى به‏دست آوردن سنگ‏هاى مرمر سفید صاف از معادن مامور کرد و پس از ساختن شهر بیت‏المقدس، جنیان را به چند دسته تقسیم کرد: گروهى را مامور استخراج سیم و زر از معادن; و گروهى را مامور در دریاها و بیرون‏آوردن انواع مرواریدها و گوهرها و گروهى دیگر را مامور کرد براى او مشک و عنبر و سایر مواد خوشبو را فراهم آورند (7) .
13 . مانند سایر موجودات زنده نر و ماده دارند و این موضوع در آیه 36 سوره «یس‏» قابل تامل و دقت است . آیه مى‏گوید: نبات و انسانها نر و ماده دارند و نیز چیزهایى که ما آنها را نمى‏دانیم، نر و ماده دارند و عبارت «و مما لا یعلمون‏» ; جن را نیز شامل مى‏شود ولى ما کیفیت آن را نمى‏دانیم . همچنین در سوره جن از قول آنها نقل شده که مى‏گفتند: مردانى از آدمیان به مردانى از جن پناه مى‏بردند (جن: 6) . چون قرآن اشاره به مردان جن کرده است، پس حتما زنان جن هم وجود دارند (8) .
14 . طبق آیات قرآن مانند انسان توالد و تناسل دارند و در چند آیه در وصف حوریان بهشتى آمده است: «حوریان بهشتى را قبل از شوهرانشان، نه آدمى و نه جن دست زده است‏» (الرحمن: 74) . این آیه به وضوح دلالت دارد بر این که جن هم آفرینش دو جنسى دارد و تکثیر نوع آن به وسیله مقاربت نر و ماده صورت مى‏گیرد اما در کلام وحى، درباره مقاربت آنها سخنى به میان نیامده جز اینکه ابن عربى در کتاب فتوحات گفته است: «تناسل بشر به القاى آب نطفه در رحم است و تناسل جن به القاى هوا در رحم انثى مى‏باشد» (9) .
روایاتى نیز در این رابطه در دست مى‏باشد که از جمله آنها بخشى از وصیت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به حضرت على علیه السلام است که فرمودند: «اى على در شب اول، وسط و آخر ماه آمیزش مکن زیرا جنیان در این سه شب براى مقاربت پیش زنان خود مى‏روند ...» (10) .
15 . از آنجایى که موجودات لطیفى هستند، در شرایط عادى و در هر زمانى نمى‏توان آنها را دید . اما جنیان، ما انسانها را مى‏بینند چنانکه درباره برحذرداشتن بنى‏آدم از شیطان و اتباع او آمده است (11) (اعراف: 27) .
16 . بدان آنها از نظر قرآن «شیاطین‏» نام دارند . یکى از مواهبى که خداوند به حضرت سلیمان علیه السلام بخشید، تسخیر شیاطین یعنى همان جنیان سرکش و متمرد بود به طورى که در مسیر سازندگى و استخراج منابع گرانبها قرار گرفتند (12) .
17 . روز قیامت محشور مى‏شوند . (انعام: 128) .
18 . آیات قرآن را استماع مى‏کردند .
19 . به زبان قرآن آشنایى دارند .
20 . تفاوت بین کلام عادى و کلام اعجاز آمیز را مى‏دانند .
21 . خود را موظف به تبلیغ مى‏دانند .
22 . به اعجاز قرآن اعتراف مى‏کنند .
23 . مثل انسانها اصل اختیار و آزادى بر آنها حاکم است .
24 . یقین دارند که نمى‏توانند بر اراده خداوند در زمین غالب شوند و نمى‏توانند از پنجه قدرت او فرار کنند .
25 . داراى شعور و اراده هستند .
26 . ایمانشان به خداوند متعال ایمان توحیدى است‏یعنى مؤمنان آنها احدى را شریک خدا قرار نمى‏دهند .
27 . مؤمنان آنها مشرکین انس و جن را تکذیب مى‏کنند .
28 . منحرفین آنها هیزم جهنم هستند .
29 . مقارن با نزول قرآن و بعثت‏خاتم‏الانبیاء صلى الله علیه و آله از تلقى اخبار غیبى آسمانى و استراق سمع براى به دست آوردن آن ممنوع شدند (13) .
30 . داراى عقاید مختلف بوده و عده‏اى از آنها فاسق و فاجر و ظالم هستند و عده‏اى از آنها صالح و مؤمن و اما این که آنها مانند انسانها، شیعه و غیر شیعه هم دارند، شواهدى وجود دارد که صحت این مطلب را تایید مى‏کند . زیرا در روایات بسیارى از لسان اهل‏بیت علیهم السلام عده‏اى از جنیان به عنوان شیعه معرفى شده‏اند . از آن جمله است روایتى که ابوحمزه ثمالى نقل کرده و گفته است: «روزى جهت‏شرف‏یابى به حضور امام باقر علیه السلام اجازه خواستم، گفتند که عده‏اى خدمت آن حضرت هستند . لذا اندکى صبر کردم تا آنها خارج شوند . پس کسانى خارج شدند که آنها را نمى‏شناختم، داخل شدم و به حضرت عرض کردم: دایت‏شوم الآن زمان حکومت‏بنى‏امیه است و شمشیرهاى آنها خونریز مى‏باشد (یعنى ورود افراد ناآشنا براى شما خطرناک است!)
امام فرمودند:
«اى اباحمزه اینان گروهى از شیعیان از طایفه جن بودند آمده بودند تا از مسائل دینى خود سؤال کنند (14) .
از برخى از بزرگان نقل شده است که بعضى از جنیان حتى مقلد مراجع بوده‏اند و مسائل خود را از آنان مى‏پرسیده‏اند . مثل مرحوم حاج میرزا حسین، حاج میرزا خلیل از مراجع صدر مشروطیت که یکى از جنیان به صورت شخص عادى در سرداب منزل به حضور ایشان مى‏رسیده و مسائل مربوط را مى‏پرسیده است (15) .
31 . دین حضرت موسى علیه السلام را قبل از اسلام تایید و تصدیق کردند . وقتى تنى چند از آنان براى شنیدن آیات قرآن نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله رسیدند به سوى قوم خود برگشتند و گفتند: «ما گروه جنیان آیات کتابى را شنیدیم که پس از موسى علیه السلام نازل شده است ...» (احقاف: 30) .
32 . آنها داراى مکان هستند ولى به این معنا نیست که مانند انسان یک فضاى خاصى از ماده خاکى را اشغال کرده‏اند و خانه‏هایى چون خانه انسان و امکاناتى مثل انسان دارند و چون نوع خلقت آنها با حقیقت‏خاکى انسان تفاوت دارد، طبیعى است که محل زندگیشان متناسب با حقیقت آنهاست که به‏طور قطعى مکان مشخصى از آنها به دست نمى‏دهند . ما در اینجا به یک نمونه از آن اشاره مى‏کنیم (16) .
در روایتى از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند: «در وادى شقره (بیابانى که رنگ خاکش سرخ مایل به زرد است) نماز نخوان زیرا در آنجا منازل جن است‏» (17) . در غرب شهر مکه مسجدى وجود دارد به نام «مسجد الجن‏» که محل نزول جنیان در مکه است و مستحب است‏حاجیان در آن مسجد رفته و دو رکعت نماز بجا آورند (18) .
33 . آنها مى‏خورند و مى‏آشامند زیرا مانند انسان نیاز به رشد و تولید مثل دارند و طبیعى است که تغذیه نیز داشته باشند . اما این که از چه چیزهایى تغذیه مى‏کنند، از روایات چنین بر مى‏آید که آنها از بازمانده غذاى انسان و مغز استخوان استفاده مى‏کنند . چنانکه «ابن بابویه‏» نقل کرده است: «گروهى از طایفه جن خدمت پیامبر اکرم شرفیاب شدند و عرض کردند اى رسول خدا چیزى براى خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا به آنها عطا کرد (19) .
و نیز امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: «استخوان و ضایعات غذاى جنیان است‏» (20) .
34 . مانند انسان مى‏خوابند . از آیه 255 سوره بقره چنین استنباط مى‏شود که تنها ذات اقدس احدیت است که نمى‏خوابد و همه مخلوقات از خواب ناگزیرند چنانکه در روایت آمده امام صادق علیه السلام فرمودند: «به غیر از خداوند متعال; همه خواب دارند حتى فرشتگان‏» (21) .
35 . به محضر ائمه علیهم السلام مى‏آیند و مسائل دینى خود را مى‏پرسند در اصول‏کافى ج‏1 ص‏394 بابى تحت عنوان (جن در محضر ائمه علیه السلام) وجود دارند و در آن باره هفت‏حدیث نقل شده از جمله «سدیر صیرفى‏» نقل مى‏کند که امام باقر علیه السلام در مدینه به من سفارش‏هایى فرمود . از مدینه بیرون رفتم در میان راه «روحا» (محلى است چهل یا سى میلى مدینه) بودم که مردى با لباس خود به من اشاره کرد . به سوى او برگشتم و خیال کردم که تشنه است .
ظرف آب را به او دادم گفت: نیاز به آب ندارم، نامه‏اى به من داد که مرکب آن خشک نشده بود، ملاحظه کردم مهر امام باقر علیه السلام بود، گفتم: این نامه را کى به تو داد؟ گفت: الآن . در نامه دستورهایى بود . چون متوجه آن مرد شدم، دیدم کسى نیست، بعد از آن ابوجعفر علیه السلام به مکه آمدند، به حضرت عرض کردم: فدایت‏شوم، مردى نامه شما را آورد که مهرش خشک نشده بود، فرمود: اى «سدیر» ما خدمتکارانى از جن داریم، چون خواهیم کارى به فوریت انجام پذیرد، آنها را مى فرستیم (22) .
رانده شدن جن
رانده شدن جن از آسمان، یکى از مطالب قابل دقت قرآن است . آیات 8 تا 10 سوره جن مبین این مطلب است که جن قبلا محل‏هایى در آسمان براى استراق سمع داشته‏اند و سپس دیده‏اند که آسمان پر از نگهبان و شهاب است و شهاب در کمین آنهاست که استراق سمع مى‏کنند، پیش خود گفتند: نمى‏دانیم آیا خداوند در اثر این تحول، رشد و کمالى براى اهل زمین اراده کرده و یا بلایى به آنها خواهد رسید . در روایات اهل‏بیت علیهم السلام منقول است که این تحول بعد از ولادت رسول اکرم صلى الله علیه و آله اتفاق افتاد و از اهل سنت آن را در وقت‏بعثت آن حضرت گفته‏اند و آن را در مجمع‏البیان ذیل آیه 18 سوره «حجر» از ابن عباس و در سوره «جن‏» از بلخى نقل کرده است . در «تفسیرصافى‏» در سوره «جن‏» از احتجاج از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده: این ممنوعیت‏براى آن بود که در زمین چیزى مانند وحى از خبر آسمان نباشد و آنچه از جانب خداوند آمده باشد، ملتبس نگردد ... ناگفته نماند آیات قرآن دال بر آن است که در آسمان محلى براى دانستن اسرار خلقت و کارهاى آینده روى زمین وجود دارد که جنیان به آن‏جا نزدیک مى‏شده‏اند . عده‏اى از دانشمندان مسلم گرفته‏اند که پیام‏هاى مرموزى به طور مرتب و موج‏هاى منظم از آسمان به زمین ارسال مى‏گردد و آن را «بى‏سیم کیهانى‏» نام گذاشته‏اند . «کارل جانسکى‏» به سال 1932 میلادى 8 ماه مراقب گرفتن این پیام‏ها با بى‏سیم خود شد و دید هر شب چهار دقیقه از شب قبلى زودتر ارسال مى‏گردد و آن به واسطه این بود که گردش زمین به دور خورشید موجب مى‏شود غروب و طلوع ستارگان هر روز چهار دقیقه زودتر از روز قبل باشد . در پایان سال 1933 میلادى سمینارى از متخصصین این علم منعقد شد . جانسکى در این سمینار طى بیانیه‏اى از مشاهدات خود پرده برداشت و متذکر شد که در ستارگان موجوداتى مى‏باشند که قادر به تکلم هستند و این پیام‏هاى آسمانى که با تلسکوپ‏هاى بى‏سیم قابل دریافت هستند، انسان را در شناخت هر چه بیشتر جهان کمک مى‏کنند ... در فوریه سال 1942 دلائلى بر صحت نظر جانسکى اضافه شد; زیرا دیده شد که یک سلسله پیام‏هاى فضایى، کار جهت‏یابى رادارى را که در انگلستان به کار گذاشته شده بود، متوقف کرد .
دانشمندان پس از کوشش فراوان بالاخره دریافتند که این وقفه در اثر یک سرى پیام‏هاى تلگرافى است که از یک سوى ناشناخته از ماوراى افق بوده است و فعلا این مطلب را دانشمندان تقریبا مسلم گرفته‏اند (23) .
ولى از نظر قرآن مجید چنانکه در سابق اشاره شد، این مطلب مسلم و حتمى است . نویسنده کتاب فوق عقیده دارد که جن براى شنیدن چنین اصواتى به آسمان نزدیک مى‏شدند نه براى شنیدن وحى; زیرا وحى را جز کسى که به او وحى مى‏شود، کسى نمى‏شنود .
خلاصه; آیات قرآن روشن مى‏کند که جنیان مى‏کوشیدند تا آسمان را رصد کنند و اسرار آن را به دست آورند تا از اسرار خلقت و حوادث آینده مطلع شوند (24) . آرى این بود اوصاف و ویژگیهاى جن از دیدگان قرآن و عترت علیهم السلام اما افراد ناآگاه که نتوانسته‏اند حقیقت جن را حداقل تا حدودى بشناسند، ره افسانه زدند و خرافات زیادى درباره این موجود ساختند که با عقل و منطق سازگارى ندارد .
پى‏نوشت:
1) قاموس قرآن: همان ج، ص‏62 - 63 .
2) ماخذ قبل: ص‏28 - 29 .
3) تفسیر نمونه: همان ج، ص 154 .
4) قاموس قرآن: همان ج، ص 63 .
5) جن و شیطان: ص 63 .
6) ماخذ قبل: ص 63 .
7) تفسیر نمونه: ج‏13، ص 475، 476 .
8) قاموس قرآن: همان ج، ص 67 .
9) وسایل الشیعه: ج‏14، ص‏91 . جن و شیطان ص 56 .
10) وسایل الشیعة: ج‏14، ص 91 .
11) قاموس قرآن: همان ج، ص 64 .
12) تفسیر نمونه: ج‏19، ص 286 .
13) تفسیرالمیزان: ج‏20، ص 185 - 186 - 187 - 190 - 191 - 193 - 198 - 199 .
14) میزان‏الحکمه: رى‏شهرى، ج‏2، ص‏118 .
15) معارف قرآن: ص 316 .
16) جن و شیطان: ص 71 .
17) وسایل الشیعة، ج‏3، ص 452 .
18) ماخذ قبل: ص 76 .
19) وسایل الشیعة: ج‏1، ص 252 .
20) همان، ص 252 .
21) جن و شطان: ص 52 .
22) اصول کافى: ج‏1، ص 394 .
23) نقل از کتاب قرآن بر فراز اعصار: تالیف عبدالرزاق نوفل) .
24) قاموس قرآن: همان ج، ص 68 - 70 .

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/٩ ] [ ٤:۳٠ ‎ب.ظ ] [ جاسم ثعلبی ]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ ۱۳٩٠/۸/۳٠ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ جاسم ثعلبی ]
درباره وبلاگ

لیسانس دینی و عربی × نویسنده و محقق و دارای جند کتاب چاپ شده ×فرهنگی و شاعر به زبانهای عربی و فارسی می باشم . در این روز سعید عید الله/ مرا در خلوتی تنها سپردند/ نه فرزندی کنارم شد نه همدم/ کجا رفتند و تنهایم نمودند/ دلم لبریز گشت از دست یاران/ زمان و حاسدان از من ربودند/ خدایا کس ندارم جز به فریاد/ هزاران قصه و شعری سرودند/ تویی دارم و گویم التماست/ بگیر این روح تا خاکش فزودند/ شنیدم بی وفایی در میان نیست/ ولیکن جز وفا داران نبودند/ بکلاریوس فی اللغه العربیه × کاتب و محقق × و ناشر کتب اشعارفی الغه العربیه و الفارسیه × مدرس دبسک جوز من شعرک ولا تکتب لی من هجرک ولک ناسی الگلب ضچرک اضنک مشتبه چنک مو انه الضعت منک اذا ما عرفتنی اسمک کفنی ارجوک من شرک ابشرنک ولک تهلک عشر اسنین لو تکتب اسهرنک اذا اتحب اشعاری اهوای یومیه ادزلک اذا تذکر حبیک دوم دگللی من هو انه خل ابوسنک × من اشعار جاسم امحمد حسانی www.shereno.ir/17130 اینجانب جاسم ثعلبی دارای مدرک کارشناسی دینی و عربی از هفت سالگی عاشق شعر وادبیات فارسی و عربی گشتم. از جمله کتاب های چاپ شده عبارتند از: 1- اصوات الریفیه نابعه من العمه والمچریه 2-کتاب سوالف و حزورات مجالس اهلنه 3- کتاب دیوان الثعلبی الحسانی 4- کتاب نفحات الساریه نابعه من العمه و المچریه 5-ابو ذیات الحسانی الساری 6-فی رثاء عطاشه کربلا 7- حب و محبه 8- العاب اطفال قریة العمه 9- دیوان الغرام 10- الامثال و الحکم الحسانی الساری می باشند. از جمله کتابهای به زبان فارسی عبارتند از : 1-گنجینه ی شعر نوای جنوب 2-جن از دیدگاه قران وروایات و نویسندگان این کتاب رساله ی اینجانب در ضمن خدمت اهواز می باشد 3-کتاب طنین شبهای کارون 4- کتاب نوای زندگی 5- کتاب نوای کرخه 6- کتاب غرش کرخه و کارون 7- کتاب فرشته ی جنوب که کار مشترک با شاعر فریال منصوری 8-کتاب گذر گاه طوفانی 9- کتاب نم نم باران 10-کتاب نیم نگاه 11-کتاب اخرین دیدار 12-امثال و حکم 13-مدرسه عشق 14-پایتخت تنهایی 15- لب تشنگان کربلا 16- نغمه های شط نیسان 17- درد انتظار 18- طلوع فجر /سروده های انقلاب 19-نغمه های هور العظیم 20-دیار غربت 21-ترانه های بهار خوزستان 22-غزل های حسانی ساری 23-کلبه ی شادیها 24- گمشده 25- دیدار در ماه 26- ماه تابان کتب نامبرده ی فوق سر نوبت تایید برای چاپ می باشند. تنوع در اشعارم با حضورم در صحنه های زندگی مشهود است وتنهایی را دوست دارم و بیشتر اشعارم در تنهایی می سرایم. با توجه به درخواست دوستان در حال حاضر در یکی از نواحی اموزش و پرورش شهرستان اهواز انجام وظیفه می نمایم و در پست های مختلفی خدمت نمودم. اکثر اشعارم با چشم می بینم و به زبان شعر در می اورم. www.jasemsalabi.persianblog.ir www.jasemsalaby.persianblog.ir www.jasemhasani.persianblog.ir www.jasem1340.blogfa.com www.jasem. ehsanhasani15@yahoo.com
امکانات وب

mouse code|mouse code

كد ماوس